اين پنجره صرفا براي تامين منابع مالي وبلاگ ايجاد شده است !

با کليک روي دکمه × یا دکمه بستن آنرا ببنديد

به وبلاگ من خوش آمديد

صفحه اصلی | مرندی | فروشگاه | سایت مپ

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

موضوع : سبک زندگی | تاریخ : ۱۴ام تیر ۱۳۹۵ | نویسنده : admin | بازدید : 43 بازدید |

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

خانواده برتر :
با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

سلام

دختری ۲۵ ساله هستم و در مرحله دفاع پایان نامه فوق لیسانس. دو سال پیش با آقایی آشنا شدم که حدود ۲ سال از من کوچکتر و دانشجو بود.

با توجه به اینکه مذهبی هستم خیلی مجال بهش نمیدادم اما به مرور زمان بهش علاقه مند شدم با توجه به اینکه خیلی ابراز علاقه میکرد و درخواستش آشنایی برای ازدواج بود منم با در جریان گذاشتن مادرم قبول کردم تقریبا ماهی یکی دو بار همدیگرو میدیدیم و منم حس میکردم رفتار خیلی پخته ای داره و واقعا به من علاقه منده چون خیلی منطقی و عاقلانه حرف میزد و رفتار میکرد.

بعد حدود یک سال و نیم سراغ پدرم اومد و به هر حال با وجود مخالفت های فراوان جلوی خانوادم پدرم و برادرام ایستادم و با هم نامزد شدیم در دوره نامزدی هم خیلی همدیگرو نمیدیدیم چون من خوابگاه بودم تا اینکه از شهرستان اومدم و بالاخره با هم عقد کردیم.

ناگفته نمونه که ایشون درسشو رها کرد و دنبال کار رفت و الان دانشجوی انصرافی هست بعد عقد همش با همیم اما متاسفانه بعد از حدود ۱ سال و خرده ای آشنایی، ۹ ماه نامزدی و ۱ ماه و نیم عقد دعوا و بگو مگوهای شدیدی داریم طوری که واقعا از زندگی سیر شدم و میترسم که مجبور بشم به جدایی فکر کنم…

اما حالا خودم رو در بن بستی میبینم که نه راه پیش دارم و نه راه پس چون همه مخالف بودن و میگفتن ازدواج با فرد کوچکتر که سطح تحصیلات و خانوادش هم پایین تره اشتباهه اما من بر اساس شناختی که طی مدت اشنایی به دست آورده بودم و البته ابراز علاقه های فراوون و رفتار فوق العاده محبت آمیزی که داشت پافشاری کردم…

حالا دیگه نه از اون عشق و علاقه خبری هست نه از اون رفتار محبت آمیز… مدام گوشی منو چک میکنه، اجازه نمیده تنها جایی برم و…واقعا خسته و کلافه ام… ضمن اینکه من برخلاف چیزی که فکر میکردم حتی از معاشقه با همسرم کوچکترین لذتی نمیبرم و مدام ازش فرار میکنم…

خواهش میکنم راهنماییم کنید چون این حرفا رو به هیچ یک از اطرافیانم نمیتونم بگم…

ممنون

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

منبع : خانواده برتر

کلیدواژه ها:با خانوادم مشکل دارم,خانوادم با ازدواجم مخالفن,خانوادم با ازدواجم مخالفند,رابطه شوهرم با خانوادم,با خانوادم مشکل دارم,خانوادم با ازدواجم مخالفن,خانوادم با ازدواجم مخالفند,رابطه شوهرم با خانوادم,

Powered by WPeMatico


Warning: file_get_contents(https://www.google.com/search?q=&hl=en&num=30): failed to open stream: HTTP request failed! HTTP/1.0 503 Service Unavailable in /home/pserasch/domains/marande.ir/public_html/wp-content/themes/pertakmarande/single.php on line 46

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

با وجود مخالفت خانوادم با یه پسر کوچکتر و تحصیلات پایین تر ازدواج کردم

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

, , , , , , , , ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, , , , , , , , ,

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

,,,,,,,,,,,, , , , , , , , , , , , , ,,,,,,,,,,,,,,,,,,