اين پنجره صرفا براي تامين منابع مالي وبلاگ ايجاد شده است !

با کليک روي دکمه × یا دکمه بستن آنرا ببنديد

به وبلاگ من خوش آمديد

صفحه اصلی | مرندی | فروشگاه | سایت مپ

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

موضوع : تفریحی | تاریخ : ۲۲ام خرداد ۱۳۹۵ | نویسنده : admin | بازدید : 47 بازدید |

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

جالبیات :
داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

سه داستان کوتاه و پند آموز

امروز سه داستان کوتاه و پند آموز و زیبا را برای شما کاربران عزیز آماده کرده ایم که در ادامه خواهید خواند…امیدواریم لذت ببرید.

خوبی ها و بدی ها…
دو دوست براي تفريح به ييلاق هاي خارج از شهر رفتند. در بين راه بر سر زمان استراحت اختلاف نظر پيدا کردند و يکي از آن ها در اثر عصبانيت بر روي ديگري سيلي محکمي زد.
آن يکي که سيلي خورده بود سخت آزرده شد، اما بدون آن که چيزي بگويد روي شن هاي کنار رودخانه نوشت: «امروز بهترين دوستم به من سيلي زد.»
سپس راه خود را ادامه دادند و به قسمت عميق رودخانه رسيدند. آن دوستي که سيلي خورده بود پايش لغزيد و نزديک بود با جريان آب به سمت پرتگاهي خطرناک برود که دوستش او را نجات داد.
وقتي نفسش بالا آمد سنگ تيزي برداشت و به زحمت روي صخره اي نوشت: «امروز بهترين دوستم،جانم را نجات داد.»
دوستش با تعجب پرسيد: «چرا آن دفعه روي شن ها نوشتي و اين بار روي صخره؟» ديگري لبخند زد و گفت: «وقتي بدي مي بينيم بايد روي شن ها بنويسيم تا به راحتي با جريان آب شسته شود و وقتي محبتي در حق ما مي شود بايد روي سنگ سختي حک کنيم تا براي هميشه بماند.»

ناخدا یا مهندس!؟
يکي از روزها ناخداي يک کشتي و سرمهندس آن در اين باره بحث مي  کردند که در کار اداره و هدايت کشتي کدام  يک نقش مهم  تري دارند.
بحث به  شدت بالا گرفت و ناخدا پيشنهاد کرد که يک روز جايشان را با هم عوض کنند. قرار گذاشتند که سرمهندس سکان کشتي را به  دست بگيرد و ناخدا به اتاق مهندس کشتي برود.
هنوز چند ساعتي از جابه  جايي نگذشته بود که ناخدا عرق  ريزان با سر و وضعي کثيف و روغن  مالي بالا آمد و گفت: «مهندس سري به موتورخانه بزن. هرقدر تلاش مي  کنم، کشتي حرکت نمي کند.»
سرمهندس فرياد کشيد: «البته که حرکت نمي کند، کشتي به گل نشسته است.»

قهوه زندگی
چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.
آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بیشتر حرف هایشان هم شکایت از زندگی بود. استادشان در حین صحبت آنها قهوه آماده می کرد. او قهوه جوش را روی میز گذاشت و از دانشجوها خواست که برای خود قهوه بریزند.
روی میز لیوان های متفاوتی قرار داشت; شیشه ای، پلاستیکی، چینی، بلور و لیوان های دیگر. وقتی همه دانشجوها قهوه هایشان را ریخته بودند و هر یک لیوانی در دست داشت، استاد مثل همیشه آرام و با مهربانی گفت…
بچه ها، ببینید؛ همه شما لیوان های ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط لیوان های زمخت و ارزانقیمت روی میز مانده اند.
دانشجوها که از حرف های استاد شگفت زده شده بودند، ساکت بودند و استاد حرف هایش را به این ترتیب ادامه داد: «در حقیقت، چیزی که شما واقعا می خواستید قهوه بود و نه لیوان. اما لیوان های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاه تان به لیوان های دیگران هم بود. زندگی هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی ظرف آن است. این ظرف ها زندگی را تزیین می کنند اما کیفیت آن را تغییر نخواهند داد.
البته لیوان های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن قهوه تاثیر خواهند گذاشت، اما اگر بیشتر توجه تان به لیوان باشد و چیزهای با ارزشی مانند کیفیت قهوه را فراموش کنید و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن قهوه را هم از دست خواهید داد. پس، از حالا به بعد تلاش کنید نگاه تان را از لیوان بردارید و در حالیکه چشم هایتان را بسته اید، از نوشیدن قهوه لذت ببرید.»

امیدواریم لذت برده باشید

مرجع تفریحی و سرگرمی مطالب جالب

منبع : جالبیات

کلیدواژه ها:داستان کوتاه,داستان کوتاه عاشقانه,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه انگلیسی,داستان کوتاه خنده دار,داستان کوتاه جالب,داستان کوتاه زیبا,داستان کوتاه کودکانه,داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه,داستان کوتاه غمگین,کوتاه و خواندنی,کوتاه و زیبا,کوتاه و عاشقانه,کوتاه و خنده دار,کوتاه ولی خواندنی,کوتاه و جالب,کوتاه ولی عاشقانه,کوتاه و شنیدنی,کوتاه و پر معنی,کوتاه و آموزنده,پند آموز,پند آموزنده,پندآموز ترین سخنان,پند آموزنده زندگی,پند آموز کوتاه,پند آموزی,پند آموزنده کوتاه,پند آموز داستان,پند آموز جملات,کوتاه پند آموز,کوتاه پند,و آموزش و پرورش,داستان کوتاه,داستان کوتاه عاشقانه,داستان کوتاه طنز,داستان کوتاه انگلیسی,داستان کوتاه خنده دار,داستان کوتاه جالب,داستان کوتاه زیبا,داستان کوتاه کودکانه,داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه,داستان کوتاه غمگین,کوتاه و خواندنی,کوتاه و زیبا,کوتاه و عاشقانه,کوتاه و خنده دار,کوتاه ولی خواندنی,کوتاه و جالب,کوتاه ولی عاشقانه,کوتاه و شنیدنی,کوتاه و پر معنی,کوتاه و آموزنده,پند آموز,پند آموزنده,پندآموز ترین سخنان,پند آموزنده زندگی,پند آموز کوتاه,پند آموزی,پند آموزنده کوتاه,پند آموز داستان,پند آموز جملات,کوتاه پند آموز,کوتاه پند,و آموزش و پرورش,

گذر هدهد | داستان کوتاه و حکایت حكایت ، داستان ، داستان کوتاه ، موسی سایت جانان موسی به پروردگار عرض کرد می خواهم یکی از بندگان خوب و برگزیده شما را ببیندم ؛ خطاب…

داستان طنز پند آموز و کوتاه مرد بخت بیدار دی ماه ۹۳ در کافه جوک داستان طنز پند آموز و کوتاه داستان طنز پند آموز و کوتاه مرد بخت…

چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت… شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….! دخترک وارد حی…

. – هواداران سه علی سه ، سایت رو با نام اس ام اس و سرگرمی در وب خود لینک کنند ! محصولات برتر از سریال محبوب و دیدنی شهرزاد جنس پلاک : استیل مناسب با هر سلیقه ای نماد عشق و محبت …

زمان بر آنها که منتظر می‌مانند بسیار کند، بر آنها که می‌هراسند بسیار تند، بر آنها که زانوی غم در بغل می‌گیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی می‌گذرانند بسیار کوتاه است. ام…

کرده بود. که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است. تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای ت…

دیروز آدمکشی به دیدارتان آمد پاسخ پرسش هایش را گفتید و امروز شاعر و نویسنده ایی سرشناس آمده ، محل درس را رها نمودید ؟! ابوریحان گفت: یک بزهکار تنها به خودش و معدودی لطمه میزند …

داستان های کوتاه و پند آموز معرفت دوتا رفیق بودن یکی ابادانی یکی تهرانی. ابادانیه اسمش ممد بود و تهرانیه اسمش علی.اینا تو خدمت با هم خیلی جور بودن.طوری که اگه دو …

داستان زیبای شاخه گل خشکیده داستان زیبای شاخه گل خشکیده ، اولین و بینظیر ترین داستانهای عاشقانه میباشد ، خواندنی و جذاب پیشنهاد میشود این داستان را بخوانید هرچند به کوتاهی داستا…

، خنده   حکایت بهلول و جمع دیوانگان ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ تیر ۱۳٩۳ : توسط : محمود حکایت بهلول و جمع دیوانگان حکایت های شیرین و پند آموز بهلول عاقل ترین دیوانه ها…

کردن کد امنیتی روی join کلیک نمایید ایمیل جیمیل و دیگر ایمیل ها: برروی این لینک کلیک نمایید و در صفحه ی باز شده آدرس ایمیل خود را وارد نموده و دکمه ی عضویت را بزنید. سپس ایمیلی…

تیپ و شلوار عجیب جاستین بیبر در آرژانتین (عکس) تبلیغات متنی

مطالب پند آموز وبلاگ « داستان های پند آموز » فرق بین تفکر منطقی و جانبی! داستان بهترین داداشی دنیا…. چند داستان جالب چند داستان کوتاه جالب داستان زیبای دو براد…

ابتدا جلوی آن را بگیرم! نقل مطالب و داستانها با ذکر منبع ، رعایت اخلاق و امانتداری است. داستان ساده اقتصاد: توریست ثروتمند و تسویه حساب بدهکارها در شهری توریستی در گوشه ای از د…

مجموعه : ادبیات،شعر و داستان‌ روزی روزگاری در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد “بخت با من یار نیست” و تا وقتی بخ…

داستان های کوتاه جذاب و خواندنی – مطالب ابر   داستان های کوتاه جذاب و خواندنی داستان های کوتاه جذاب ، خواندنی، طنز ، پند آموز

داستان پند آموز و کوتاه وحی عجیب ! ۱,۱۴۹ views داستان پند آموز پرشین جوک – داستان پند آموز : خداوند به یکى از پیامبران وحى کرد: که فردا ص…

و لطف میکنید اگه وبلاگ رو با نام “داستان های کوتاه و آموزنده” لینک کنید تا عزیزانی که به وبلاگتون سرمیزنن داستان های جالب ما رو هم بخونن و لذت ببرن… و اما چند تا نکته ی …

داستان مذهبی. داستان های پندآموز و قرآنی داستان های پندآموز.داستان قرآنی.داستان مذهبی.داستان های کوتاه جذاب و خواندنی،داستان.داستان واقعی عناوین مطالب درباره وبلاگ در طول تاریخ …

Powered by WPeMatico


Warning: file_get_contents(https://www.google.com/search?q=&hl=en&num=30): failed to open stream: HTTP request failed! HTTP/1.0 503 Service Unavailable in /home/pserasch/domains/marande.ir/public_html/wp-content/themes/pertakmarande/single.php on line 46

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

داستان کوتاه و پند آموز

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

, , , , , , , , ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, , , , , , , , ,

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

,,,,,,,,,,,, , , , , , , , , , , , , ,,,,,,,,,,,,,,,,,,